ابراهیم

ابراهیم، نام یکی از پیامبران، این واژه ۶۹ بار آمده است. و نام چهاردهمین سورۀ قرآن است.

چکیده: ابراهیم، موحّد و تسلیم فرمان خداوند بود. مردم را به یکتاپرستی دعوت می­کرد. خداوند او را با آزمایش‌های سخت آزمود. زمانی که او از آنها سربلند بیرون آمد او را امام و الگوی مومنان قرار داد و به نسل وی برکت بخشید.

  ابراهیم، پیشوایی مطیع خدا (نحل/۱۲۰) و حق‌گرا بود (نحل/۱۲۰،۱۲۳؛ آل‌عمران/۶۷،۹۵؛ بقره/۱۳۵؛ نساء/۱۲۵؛ انعام/۱۶۱)، او بردبار، دلسوز، توبه‌کار (هود/۷۵؛ توبه/۱۱۴)، دارای قدرت و بینش (ص/۴۵) و سپاس‌گزار نعمت‌های خداوند بود (نحل/۱۲۱). خداوند  در میان آیندگان از او نامی نیکو برجا نهاد (صافات/۱۰۸) و او را دوست خود گرفت (نساء/ ۱۲۵). ابراهیم از کسانی بود که خداوند آنها را هدایت نمود و برگزید. هرگاه آیات خداوند رحمان بر آنها خوانده می‌شد، سجده‌کنان و گریان به خاک می‌افتادند (مریم/۵۸).

 ابراهیم پیامبری بسیار راستگو  بود (مریم/۴۱). خداوند به او فرمود: تسلیم باش. ابراهیم گفت: در برابر پروردگار جهانیان تسلیم شدم (بقره/۱۳۱). او با قلبِ سلیم نزد پروردگارِ خود آمد (صافات/۸۴-۸۵). خداوند ملکوت آسمان‌ها و زمین را به او نشان داد تا اهل یقین شود (انعام/۷۵). خداوند پیش از آن به او رشد داد و به شایستگی او آگاه بود (انبیاء/۵۱). او را برگزید و به راهی راست هدایت کرد (نحل/۱۲۱؛ بقره/۱۳۰). او را فرستاد (حدید/۲۶). به او وحی نمود (نساء/۱۶۳) و برکت داد (صافات/۱۱۳). از او پیمانی سخت و استوار گرفت (احزاب/۷). او به عهد خویش وفا کرد (نجم/۳۷). ابراهیم توسط پروردگار خود به اموری آزموده شد. همه را به انجام رسانید. آنگاه خداوند او را امام مردم قرار داد (بقره/۱۲۴).

خداوند نعمت خود را بر ابراهیم تمام کرد (یوسف/۶). در دنیا به او نیکی و پاداش داد و او را در آخرت از شایستگان قرار داد (بقره/۱۳۰؛ نحل/۱۲۲؛ عنکبوت/۲۷). بر او که از بندگانِ نیک و مومن بود، درود می‌فرستد (صافات/۱۰۹،۱۱۱). خداوند او را با خصلت آخرت اندیشی خالص گردانید و او در پیشگاه خداوند از برگزیدگان نیکان است (ص/۴۷-۴۶). قطعاً ابراهیم و همراهان او برای مومنان الگویی نیکو هستند. آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه به جای خدا می‌پرستید بیزار هستیم و شما را انکار می‌کنیم. میان ما و شما کینۀ همیشگی پدید آمده است تا زمانی که به خدای یگانه ایمان آورید. جز در سخن ابراهیم که به پدر خود گفت: حتماً برای تو آمرزش خواهم خواست. من برای تو در برابر خدا هیچ اختیاری ندارم (ممتحنه/۴). قطعاً ابراهیم و همراهان او برای شما مومنان الگویی نیکو  هستند. همان کسانی که به خدا و روز واپسین امید دارند (ممتحنه/۶).

ابراهیم- یقین، ابراهیم گفت: پروردگارا، به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟ فرمود: مگر ایمان نیاورده‌ای؟ گفت: آری. ولی می‌خواهم دلم آرام گیرد. فرمود: چهار پرنده بگیر و آنها را نزدِ خود ریزریز گردان سپس بر هر کوهی قسمتی از آنها را قرار ده. آن‌گاه آنها را فرا خوان. شتابان به سوی تو خواهند آمد. بدان که خداوند توانا و حکیم است (بقره/۲۶۰).

ابراهیم- پدر، ابراهیم به پدر خود گفت: ای پدر، چه می‌پرستی (شعراء/۷۰؛ صافات/۸۵)؟ آیا بت‌هایی را به خدایی می‌گیری؟ من تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌بینم (انعام/۷۴). چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و به حال تو سودی ندارد؟ ای پدر، شیطان را پرستش نکن. زیرا شیطان در برابر رحمان نافرمان بود. می‌ترسم که عذابی از جانب رحمان به تو برسد آن‌گاه تو همدمِ شیطان گردی. بی‌گمان من به چیزی آگاهی یافته‌ام که تو به آن دست نیافته‌ای. پس از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون کنم. پدر گفت: ای ابراهیم، آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر به این کار پایان ندهی، تو را سنگسار خواهم کرد. از من زمانی طولانی دور شو. ابراهیم گفت: بدرود! از پروردگار خود برای تو آمرزش خواهم خواست که او با من مهربان است. من از شما و از آنچه به جای خداوند می‌پرستید، کناره می‌گیرم و پروردگارم را می‌خوانم. امید است که در خواندن پروردگارم بدبخت و ناامید نباشم (مریم/۴۱-۴۸). طلب آمرزش ابراهیم برای پدر، جز برای وعده‌ای که به او داد، نبود، ولی هنگامی که برای ابراهیم روشن شد که وی دشمن خداست، از او بیزاری جست. به راستی که ابراهیم دلسوزی بردبار بود (توبه/۱۱۴).

 ابراهیم قوم، ابراهیم به قومِ خود گفت: چه می‌پرستید (شعراء/۷۰؛ صافات/۸۵)؟ این مجسمه‌ها چیست که به عبادت آن مشغول هستید (انبیاء/۵۲)؟ گفتند: بت‌ها را می‌پرستیم و همواره مشغول پرستش آن‌ها هستیم (شعراء/۷۱). پدران خود را هم بر پرستش آنها یافتیم (انبیاء/۵۳؛ شعراء/ ۷۴). ابراهیم گفت: قطعاً شما و پدرانتان  در گمراهی آشکاری بوده‌اید (انبیاء/ ۵۴). آیا هنگامی که دعا می‌کنید، آنها می‌شنوند، یا به شما سود و زیان می‌رسانند؟ آیا شما و پدران پیشین شما آنچه را می‌پرستید، دیده‌اید (شعراء/۷۶،۷۵،۷۳،۷۲)؟ من از آنچه شما می‌پرستید، بیزارم. مگر از آن‌کس که مرا آفرید و هدایتم می‌کند (زخرف/۲۶-۲۷). قطعاً همۀ آنها، جز پروردگار جهانیان دشمن من هستند. همان که مرا آفریده، هدایتم می‌کند. آن‌که به من خوراک می‌‎دهد و سیرابم می‌کند. چون بیمار شوم، مرا شفا می‌بخشد. آن‌که مرا می‌میراند و زنده می‌کند. آن‌که امید دارم روز پاداش، گناهم را بر من ببخشاید (شعراء/۷۷-۸۲). قوم او گفتند: آیا واقعاً آنچه را به ما می‌گویی حقیقت دارد یا با ما شوخی می‌کنی؟ ابراهیم گفت: نه. قطعاً پروردگار شما، پروردگار آسمانها و زمین است. او آنها را پدید آورده است و من بر این گواهم (انبیاء/۵۵-۵۶). خدا را پرستش کنید و از او بترسید و بدانید که این برای شما بهتر است. شما تنها بت‌ها را به جای خدا می‌پرستید و دروغ بزرگی می‌سازید. آنچه را که جز خدا می‌پرستید، اختیاردار روزی شما نیستند. پس روزی را از پیشگاه خدا بجویید. او را بپرستید و از او سپاس‌گزاری کنید زیرا به سوی او برگردانده می‌شوید. اگر تکذیب کنید، قطعاً امّتهای قبل از شما هم تکذیب کردند و بر پیامبر خدا جز ابلاغ آشکار نیست (عنکبوت/۱۶-۱۸). قوم ابراهیم او را تکذیب کردند (حج/۴۳).

 ابراهیم هنگامی که در شب ستاره‌ای را دید، گفت: این پروردگار من است. پس هنگامی که ستاره افول کرد، گفت: من غروب کنندگان را دوست ندارم. چون ماه را تابان دید، گفت: این پروردگار من است. آن‌گاه که ماه ناپدید شد، گفت: اگر پروردگارم مرا هدایت نکرده بود، من نیز از جمع گمراهان بودم. پس چون خورشید را درخشنده دید، گفت: این پروردگار من است. این بزرگتر است. هنگامی که خورشید فرود آمد، گفت: ای قومِ من، از آنچه برای خداوند شریک قرار می‌دهید، بیزارم. من با اخلاص به سویِ کسی رو می‌آورم که آسمانها و زمین را پدید آورد. من از مشرکان نیستم. قوم با او به ستیزه برخاستند. ابراهیم گفت: آیا با من دربارۀ خدا جدل می‌کنید، حال آنکه او مرا هدایت کرده است؟ من از آن چیزهایی که شریک او می‌کنید نمی‌ترسم مگر آنکه پروردگارِ من چیزی برای من بخواهد. دانش پروردگار من همه چیز را فرا گرفته است. آیا متذکر نمی‌شوید؟ چگونه من از چیزی که آن را شریک خدا قرار می‌دهید، بترسم؟ حال آنکه شما نمی‌ترسید که برای خداوند شریک گرفته‌اید و خداوند دلیلی بر آن، برای شما نفرستاده است. پس کدام یک از ما دو دسته به ایمنی سزاوارتر است؟ این حجت خداوند بود که در برابر قوم، به او داده شد (انعام/۷۶-۸۳،۸۱).

ابراهیم به پدر و قومِ خود گفت: چه می‌پرستید؟ آیا غیر از خدا، خواستار معبودهای دروغین هستید؟ گمانِ شما دربارۀ پروردگار جهانیان چیست؟ پس نگاهی به ستارگان انداخت و گفت: من بیمار هستم. آن‌گاه به او پشت کردند و رفتند (صافات/۸۵-۹۰). ابراهیم با خود گفت: به خدا سوگند که وقتی بروید و دور شوید، در موردِ بتان شما تدبیری خواهم اندیشید (انبیاء/۵۷). پس مخفیانه به سوی خدایان آنها رفت و گفت: چرا چیزی نمی‌خورید؟ چرا سخن نمی‌گویید؟ پس ضربه‌ای محکم بر بتها فرود آورد (صافات/۹۱-۹۳). آنها را جز بتِ بزرگ خرد کرد. شاید به سراغ او بیایند. آنان چون بازگشتند، گفتند: چه کسی با خدایانِ ما چنین کرده‌است؟ او بی‌شک از ستمگران است. گفتند: شنیده‌ایم جوانی ابراهیم نام، از بتان می‌گوید. او را در برابر دیدگان مردم حاضر کنید تا شهادت دهند (انبیاء/۵۸-۶۱). آنان شتابان به سوی او آمدند (صافات/۹۴) و گفتند: ای ابراهیم، آیا تو  با  خدایان ما چنین کرده‌ای؟ گفت: بزرگ‌تر آنها چنین کرده است. اگر سخن می‌گویند از آنان بپرسید. پس آنان به خود آمدند و گفتند: بی­شک شما خود، ستمگر هستید. آن‌گاه به اندیشه‌های باطلی که در سر داشتند، بازگشتند و گفتند: تو خود می‌دانی که این‌ها سخن نمی‌گویند (انبیاء/۶۲-۶۵). ابراهیم گفت: آیا چیزهایی را به‌جای خدا می‌پرستید که خود می‌تراشید و هیچ سود و زیانی به شما نمی‌رسانند؟ آیا نمی‌اندیشید؟ وای بر شما و بر آنچه جز خدا می‌پرستید (انبیاء/۶۶-۶۷؛ صافات/۹۵). خداوند است که شما و آنچه را می‌سازید، آفریده است (صافات/۹۶). جوابِ قوم او، جز این نبود که گفتند: او را بکشید یا بسوزانید (عنکبوت/۲۴). برای او چهار دیواره‌ای بزرگ بسازید و او را به میان آتشِ سوزان افکنید (صافات/۹۷). او را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید. گفتیم: ای آتش، بر ابراهیم سرد و سلامت باش (انبیاء/۶۸-۶۹). خداوند او را از آتش رهانید. در این نشانه‌هایی است برای کسانی که ایمان می‌آورند  (عنکبوت/۲۴). آنها خواستند به ابراهیم نیرنگ بزنند. خداوند آنان را زیانکارترین، فروتر و پست قرار داد (انبیاء/۷۰؛ صافات/۹۸). پس ابراهیم گفت: به جای خداوند، بت‌هایی را اختیار کرده‌اید که مایۀ اتحاد و دوستیِ میان شما در زندگی دنیاست ولی روز قیامت بعضی از شما، دیگری را انکار و برخی از شما، دیگری را لعنت می­کنند. در این روز جایگاه شما در آتش است و برای شما یاورانی نخواهد بود (عنکبوت/۲۵). ابراهیم از پیامبرانی بود که دلایل روشن برای قوم خود آوردند. چنین نبود که خداوند به آنان ستم کند بلکه آنها خود به خویشتن ستم کردند (توبه/۷۰).

ابراهیم گفت: پروردگارا، به من حکمت عنایت فرما. در زمرۀ صالحان قرارم ده و برای من در آیندگان، نام و یاد نیک مقرّر دار. مرا از وارثانِ بهشتِ پرنعمت گردان. پدرم را بیامرز که از گمراهان است. آن روزی که مردمان برانگیخته می‌شوند مرا رسوا و خوار نساز. روزی که مال و فرزند سودی نمی‌دهد، مگر کسی که دلی پاک به سوی خدا بیاورد. روزی که بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک می‌آورند و جهنم برای گمراهان آشکار می‌کنند. به آنان گفته می‌شود: کجا هستند آنچه جز خدا می‌پرستیدید؟ آیا شما را یاری می‌دهند یا خود را یاری می‌دهند؟ پس آنان، همۀ گمراهان و همۀ سپاهیان ابلیس در آن [آتش] افکنده می‌شوند. آنها در آنجا با هم ستیزه می‌کنند و می‎‌گویند: سوگند به خدا که ما در گمراهی آشکاری بودیم آن‌گاه که شما را با پروردگار جهانیان برابر می‌کردیم. جز تباهکاران ما را گمراه نکردند پس نه شفاعتگرانی داریم و نه دوستی نزدیک. ای کاش، برای ما بازگشتی بود و از مومنان می‌شدیم. بی‌گمان در این [سرگذشت] نشانه‌ای است ولی بیشتر آنها مومن نبودند  (شعراء/۸۳-۱۰۳). پروردگارا، بر تو توکل کردیم و به سوی تو بازگشتیم. بازگشت همه به سوی تو  است. ما را مایۀ آزمایش کافران مگردان و بر ما ببخشای که به راستی تو خود شکست‌ناپذیر حکیم هستی (ممتحنه/۴-۵).

لوط به ابراهیم ایمان آورد. ابراهیم گفت: من به سوی پروردگار خود هجرت می‌کنم که او شکست‌ناپذیر حکیم است (عنکبوت/۲۶). من به سوی او رهسپارم و مرا رهنمود خواهد کرد (صافات/۹۹). خداوند ابراهیم و لوط را رهانید و به سرزمینی رسانید که آن را برای همگان برکت بخشید (انبیاء/۷۱).

ابراهیم- فرمانروا، آن کس که خداوند به او پادشاهی داده بود، دربارۀ خدا  با ابراهیم جدل می‌کرد. ابراهیم می‌گفت: پروردگار من همان است که زنده می‌کند و می‌میراند. او گفت: من هم زنده می‌کنم و می‌میرانم. ابراهیم گفت: خداوند خورشید را از مشرق  برمی‌آورد. تو آن را از مغرب برآور. پس آن کس که کفر ورزیده بود، مبهوت شد (بقره/۲۵۸).

ابراهیم اسماعیل، ابراهیم گفت: پروردگارا، مرا فرزندی از شایستگان ببخش. پس خداوند او را به پسری بردبار مژده داد (صافات/۱۰۰-۱۰۱). ابراهیم گفت: سپاس خدایی را که با وجود سالخوردگی، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید. به راستی، پروردگار من شنوندۀ دعاست (ابراهیم/۳۹). او همسر و فرزند خود، اسماعیل  را در منطقه­ای بی‌آب و علف، ساکن کرد. آنگاه دعا کرد: پروردگارا، برخی از فرزندانم را در درّه‌ای بی‌آب و علف نزد خانه محترم تو سکونت دادم تا نماز به پا دارند. پس دل‌های عدّه‌‌ای از مردم را به آنان متمایل گردان و آنان را از محصولات روزی ده. به امید این‌که سپاس‌گزار باشند (ابراهیم/۳۷). پروردگارا مرا برپادارندۀ نماز کن و فرزندانم را نیز. پروردگارا، دعای من را بپذیر. پروردگارا من، پدر و مادرم و همۀ مومنان را در آن روز که حساب برپا می‌شود بیامرز (ابراهیم/۴۰-۴۱). پروردگارا، اینجا را شهری امن بگردان و مردم آن را؛ هر که به خدا و روز بازپسین ایمان بیاورد؛ از فرآورده‌ها روزی ببخش (بقره/۱۲۶).

خداوند هنگامی که برای ابراهیم جای خانه را معین کرد، به او گفت: چیزی را با من شریک مگردان (حج/۲۶) و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کرد: خانه‌ام را برای طواف‌کنندگان، قیام‌کنندگان، اعتکاف‌کنندگان، رکوع و سجودکنندگان پاکیزه کنید (حج/۲۶؛ بقره/۱۲۵). ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانۀ خدا را بالا ‌بردند و ‌گفتند: پروردگارا، از ما بپذیر که تو شنوایِ دانایی. پروردگارا، ما را تسلیم خود گردان و از فرزندان ما نیز امّتی فرمانبردارِ خود قرار ده. آدابِ عبادت را  به ما بنمای. ما را ببخشای. که تو توبه پذیرِ مهربان هستی. پروردگارا، در میان فرزندان ما فرستاده‌ای از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند. به آنان کتاب و حکمت بیاموزد و آنها را پاکیزه گرداند  (بقره/۱۲۷- ۱۲۹). پروردگارا، این شهر را ایمن گردان و من و فرزندانم را از پرستیدن بت‌ها دور بدار. پروردگارا، آنان [بت‌ها] بسیاری از مردم را گمراه کردند پس هر که از من پیروی کند بی‌گمان او از من است و هر که نافرمانی کند به یقین تو آمرزنده و مهربان هستی. پروردگارا، تو آنچه را که پنهان می‌داریم و آنچه را آشکار می‌کنیم، می‌دانی و چیزی در زمین و آسمان بر خدا پوشیده نیست (ابراهیم/۳۵-۳۶،۳۸).

هنگامی که فرزند ابراهیم در تلاش به پای او رسید، ابراهیم گفت: فرزندم، در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر نظرت چیست؟ گفت: پدرم، آنچه را مأمور بر آن هستی انجام ده. به خواست خدا مرا از شکیبایان خواهی یافت. پس وقتی هر دو به این کار تسلیم شدند، ابراهیم پیشانی فرزند را بر خاک نهاد. از جانب خداوند ندا آمد: ای ابراهیم، رویای خود را حقیقت بخشیدی. این مسلماً آزمایشی آشکار بود و خداوند او را در اِزای قربانیِ بزرگی بازخرید (صافات/۱۰۲-۱۰۷).

ابراهیم میهمانان و مژدۀ اسحاق، خداوند به پیامبر اسلام می‌فرماید: داستانِ مهمانانِ گرامیِ ابراهیم‌ را به بندگانم خبر ده (حجر/۵۱؛ ذاریات/۲۴). فرستادگان ما برای ابراهیم مژده آوردند. گفتند: سلام بر تو. ابراهیم گفت: سلام بر شما غریبه‌ها. پس پنهانی به سوی خانوادۀ خود رفت و گوساله‌ای فربه و بریان آورد و نزد آنان گذاشت (ذاریات/۲۵-۲۷؛ هود/۶۹). او هنگامی که دید آنان دست به غذا نمی‌برند، پرسید: نمی­خورید؟ در مورد آنان احساس بیگانگی و ترس کرد (ذاریات/۲۷-۲۸؛ هود/۷۰) و گفت: ما از شما بیمناک هستیم (حجر/۵۲). گفتند: نترس! ما به سوی قوم لوط فرستاده شده‌ایم (هود/۷۰). آنان به ابراهیم مژدۀ پسری دانا دادند (حجر/۵۳؛ صافات/۱۱۲؛ ذاریات/۲۸). ابراهیم گفت: با اینکه پیر شده‌ام به من چنین بشارتی می‌دهید (حجر/۵۴)؟ گفتند: ما تو را به حق بشارت دادیم. پس از ناامیدان نباش. ابراهیم گفت: چه کسی جز گمراهان از رحمت پروردگار ناامید می‌شود (حجر/۵۵-۵۶)؟ همسر ابراهیم در حالی که ایستاده بود، خندید. آن‌گاه به او مژدۀ اسحاق و به دنبالِ او یعقوب را دادند (هود/۷۱). او فریاد زنان جلو آمد . پس بر صورت خود زد و گفت: پیری نازا هستم  گفتند: پروردگار تو چنین فرموده است (ذاریات/۳۰،۲۹). گفت: وای بر من! چگونه فرزند بزایم، در حالی که من پیرزن و شوهرم پیرمرد است؟ واقعاً چنین چیزی عجیب است (هود/۷۲). گفتند: آیا از کارِ خدا در شگفتی؟ رحمت و برکات خداوند بر شما خاندان باد (هود/۷۳).

 هنگامی که ابراهیم از بت‌پرستان و از آنچه به جای خدا می‌پرستیدند، کناره گرفت (مریم/۴۹)، خداوند اسحاق و یعقوب را به او بخشید (مریم/۴۹؛ عنکبوت/۲۷؛ انعام/۸۴). خداوند اسحاق و یعقوب را به عنوان عطیه‌ای به ابراهیم داد و همه را از شایستگان قرار داد (انبیاء/۷۲)، هدایت کرد (انعام/۸۴) و پیامبر قرار داد. از رحمت خود به آنان عطا کرد و برای آنان نام و آوازۀ نیکوی بلندی قرار داد (مریم/۴۹-۵۰). خداوند به ابراهیم و اسحاق برکت بخشید (صافات/۱۱۳).

ابراهیم لوط، هنگامی که ترس ابراهیم برطرف شد و مژده به او رسید (هود/۷۴؛ عنکبوت/۳۱)، گفت: ای فرستادگان، مأموریت شما چیست؟ گفتند: ما به سوی قومی پلیدکار فرستاده شده‌ایم تا سنگهایی از گِل رُس بر آنان فرو فرستیم که نزد پروردگار تو برای اسراف‌کنندگان نشان‌گذاری شده است (ذاریات/۳۱-۳۴؛ حجر/۵۷-۵۸)، مگر خانوادۀ لوط که ما قطعاً آنان را نجات می‌دهیم جز همسر او که مقدر کرده‌ایم از بازماندگان [در عذاب] باشد (حجر/۵۹-۶۰). ابراهیم در مورد عذابِ قوم لوط با خداوند مجادله می‌کرد. چرا که ابراهیم بردبار، دلسوز و توبه‌کار بود (هود/۷۴-۷۵). میهمانان گفتند: ای ابراهیم، از این درخواست صرف‌نظر کن. فرمان پروردگارت فرا رسیده و برای آنها عذابی بدون بازگشت خواهد آمد (هود/۷۶). ابراهیم گفت: لوط در آن شهر است. آنها گفتند: ما بهتر می‌دانیم. ما لوط و خانوادۀ او، جز همسرش را می‌رهانیم (عنکبوت/۳۲).

ابراهیم فرزندان، ابراهیم از خداوند پرسید: آیا از فرزندان من به پیشوایی می‌رسند؟ خداوند فرمود: پیمان من به ستمکاران نخواهد رسید (بقره/۱۲۴). ابراهیم فرزندان خود را به تسلیم شدن در برابرِ خدا سفارش کرد و به آنها گفت: خداوند برای شما این دین را برگزید و جز در راه تسلیم خدا نمیرید (بقره/۱۳۱-۱۳۲). ابراهیم کلمۀ توحید را سخنی ماندگار در نسل خود قرار داد شاید بازگردند (زخرف/۲۸). فرزندان یعقوب نیز خدایِ ابراهیم را که خدایِ یکتاست می‌پرستیدند (بقره/۱۳۳). یوسف گفت: من از آیین پدرانم؛ ابراهیم، اسحاق و یعقوب؛ پیروی کردم (یوسف/۳۸).  خداوند در میان فرزندان ابراهیم نبوت و کتاب قرار داد (حدید/۲۶؛ عنکبوت/۲۷). گروهی از فرزندان ابراهیم هدایت یافته و بسیاری بدکار شدند (حدید/۲۶). عدّه‌ای نیکوکار و عدهّ‌‌ای آشکارا به خود ستم کردند (صافات/۱۱۳). برخی از فرزندان ابراهیم نعمت یافته، هدایت شده و از برگزیدگان هستند. هرگاه آیات الهی بر آنها خوانده شود، سجده کنان  و گریان، به خاک می‌افتند (مریم/۵۸). خداوند آنان را امامانی قرار داد که به فرمان او هدایت می‌کردند. خداوند به آنان انجام کار نیک، بر پا داشتن نماز و دادن زکات را وحی فرمود. آنان خدا را می‌پرستیدند (انبیاء/۷۳). خداوند خاندان ابراهیم را بر جهانیان برتری داد (آل‌عمران/۳۳). به آنها کتاب، حکمت و فرمانروایی عظیم داد (نساء/۵۴).

ابراهیم- آیین، ابراهیم هرگز از مشرکان نبود (آل‌عمران/۶۷؛ انعام/۱۶۱؛ نحل/۱۲۳,۱۲۰). او نه یهودی بود، نه نصرانی بلکه حق‌گرایی فرمانبردار (آل‌عمران/۶۷) و از پیروانِ نوح بود (صافات/۸۳). خداوند به اهل کتابی که می‌گفتند: ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب و اسباط، یهودی یا نصرانی بودند، می‎‌فرماید: آیا شما بهتر می‌دانید یا خدا (بقره/۱۴۰)؟ ای اهل کتاب، چرا دربارۀ ابراهیم محاجّه می‌کنید؟ با آن که تورات و انجیل بعد از او نازل شده است. آیا تعقّل نمی‌کنید (آل‌عمران/۶۵)؟ دین ابراهیم، دینی استوار و پایدار است (انعام/۱۶۱). در کتاب‌های ابراهیم  و موسی آمده است، کسی رستگار است که پاک باشد، نام پروردگار خود را یاد کند و او را پرستش نماید. شما زندگی دنیا را ترجیح می‌دهید و  حال آن‌که آخرت بهتر و پایدارتر است  (اعلی/۱۴-۱۹) و همچنین [آمده است که] هیچ باربردارنده‌ای بار گناه دیگری را برنمی‌دارد. برای انسان جز حاصل تلاش او نیست و کوشش او به زودی دیده خواهد شد. سپس هر چه تمامتر او را پاداش دهند. پایان [کار] به سوی پروردگار تو است. اوست که می‌خنداند و می‌گریاند. اوست که می‌میراند و زنده می‌کند. اوست که دو نوع نر و ماده را از نطفه‌ای که فرو ریخته شود می‌آفریند. پدید آوردن دیگر هم بر اوست. خداست که شما را بی‌نیاز کرد و سرمایه بخشید. اوست پروردگار ستاره شعری، اوست که عادیان نخستین را هلاک کرد و ثمودیان را باقی نگذاشت و نیز پیش‌ از آن قوم نوح را که ستمگرتر و سرکش‌تر بودند. اوشهرهای زیر و رو شدۀ [قوم لوط را] فرو کوبید. بر آنها پوشاند، آن‌چه فرو پوشانید. پس به کدام یک از نعمتهای پروردگارت تردید روا می‌داری (نجم/۳۸-۵۵).

خداوند به پیامبر می­فرماید: داستانِ ابراهیم را یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود (مریم/۴۱) و برای مردم بازگو کن (شعراء/۶۹؛ مریم/۴۱). از آئین ابراهیمِ حنیف و حق‌گرا پیروی‌ کن (نحل/۱۲۳؛ آل‌عمران/۹۵). بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست، دینی استوار که همان آیین ابراهیم حق‌گرا است راهنمایی کرده است (انعام/۱۶۱). خداوند از دین برای شما همان را تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود و آنچه را به تو وحی کردیم و آنچه را به ابراهیم، موسی و عیسی سفارش کردیم که دین را استور بدارید و در آن تفرقه اندازی نکنید (شوری/۱۳). خداوند شما را برگزید و در دین شما که آیین پدرتان ابراهیم است سختی و دشواری قرار نداد  (حج/۷۸). پیامبر گفت: من بر آیین ابراهیم حنیف هستم (بقره/۱۳۵).

در حقیقت نزدیکترین مردم به ابراهیم، پیروانِ او و این پیامبر و مومنان هستند (آل‌عمران/۶۸). آیین چه کسی برتر از آیین کسی است که خود را تسلیم خدا کرده و نیکوکار است و از آیین ابراهیم حق گرا پیروی می‌کند (نساء/۱۲۵)؟ کسی از آئین ابراهیم روی برنمی‌تابد مگر آن ‌که به سبک مغزی ‌گراید (بقره/۱۳۰). خداوند به پیامبر می‌فرماید، به یهودیان و مسیحیان بگو: از آئین ابراهیم پیروی ‌کنید که حق‌گرا بود و از مشرکان نبود (آل‌عمران/۹۵). آنها گفتند: یهودی یا نصرانی شوید تا هدایت یابید. بگو: بلکه آیین ابراهیم حق‌گرای را پیروی می‌کنیم. او از مشرکان نبود. بگویید: ما به خدا، به آنچه به موسی و عیسی داده شده، به آنچه به همه پیامبران از سوی پروردگارشان نازل شده ایمان آورده‌ایم. میان هیچ یک از آنان فرق نمی‌گذاریم و در برابر او تسلیم هستیم  (بقره/۱۳۵-۱۳۶).

در خانۀ خدا نشانه‌های روشنی از جمله مقام ابراهیم است (آل‌عمران/۹۷). خداوند می‌فرماید: از مقام ابراهیم نمازگاهی برای خود اختیار کنید (بقره/۱۲۵).

اطلاعات بیشتر: اسحاق، اسماعیل، پیامبران، لوط، کعبه